الشيخ محمد الصادقي الطهراني
131
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)
سپس آبها و گياهانى در زمين پديد گشت : « أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها . . » و در نتيجه زمين هم پهن و هم قابل سكونت و زندگى شد « 1 » . و چنان كه هر خوانندهاى با اندك دقت تصديق مىكند آيات فوق الذكر به ترتيب گواه روشنى بر صحت معنى ريشهاى « دحو » مىباشد . و ديگر از شواهد ، فرمودهء امير المؤمنين عليه السّلام است كه : « فلمّا خلق اللّه الأرض دحاها من تحت الكعبة ثمّ بسطها على الماء » چون پروردگار زمين را آفريد آن را از زير كعبه بچرخش آورد ، و سپس آن را بر روى آب پهن نمود . زيرا اگر دحو مانند بسط بمعنى پهن كردن بود ، معنى اين عبارت چنان ميشد كه : زمين را از زير كعبه پهن كرد و سپس آن را بر روى آب پهن كرد ! . بنابراين دحو بمعنى حركت دادن خواهد بود . و نيز در عيون بحار و ارشاد القلوب ديلمى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است : إنّ شاميّا سأله عن مكّة المكرّمة : لم سمّيت مكّة ؟ فقال : « لأنّ اللّه مكّ الأرض من تحتها ، أى دحاها » . وجه اينكه مكه را به اين نام ناميدهاند اينستكه : خدا زمين را از زير كعبه ( مك ) كرد ، يعنى حركت داد . و از جمله معانى مكّ چنان كه قاموس آورده : افكندن و غلطانيدنست ، بنا بر اين دحو كه بعنوان معنى مك آمده بمعنى غلطانيدن خواهد بود .
--> ( 1 ) - چنان كه از مجمع البحرين گذشت كه دحو الأرض بمعنى پهن كردن و آماده ساختن زمين است براى سكونت .